عبد الرضا سالار بهزادى
335
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
140 يادداشتى است در جوف نامهء قبلى بدون هيچگونه مهر و امضايى و نويسندهء آن بر نگارنده ناشناس است ، اما آنچنانكه از محتواى يادداشت و نيز از خط آن برمىآيد نويسنده بايد منشى آصف الدوله بوده باشد و اغلب نامههاى آصف الدوله به اسعد الدوله به نظر مىرسد كه به خط نويسندهء اين يادداشت باشد . متن يادداشت : « قربانت شوم مدتها است از مخلص صميمى و بندهء قديمى خود به هيچ وجه استفسار احوالى نمىفرمائيد . بنده برحسب نوشتن جواب مطالب و اظهارات جنابعالى اجمالا از سلامتى حالات شريفهء جنابعالى مطلع و مطمئن خاطر گرديده دعاگويى مىنمايم و آنچه مقدور و ممكن است در هواخواهى و خدمتگزارى غفلت نمىشود ؛ ليكن جنابعالى به هيچ وجه اظهار مرحمت و استفسار احوال نمىفرمائيد ، جهت چه چيز است ؟ هرگاه قصورى از اين بنده ظاهر شده است خوب است مرقوم بفرمائيد كه در مقام جبران و تلافى برآيم ، و الا انشاء اللّه الرحمن زمان ملاقات و شرفيابى خدمت جنابعالى نزديك شده است . زمان حضور از طرفين چه عذرى خواهيم داشت كه رشتهء دوستى به آن محكمى را بدون سبب چرا مقطوع كرده باشيم ؟ و حال آنكه به حمد اللّه تعالى غرض و منظورى در ميان نيست ، محض فرط اخلاص و ارادت اين مختصر را زحمت داده ، خدمت امير الامراء العظام آقاى ميرپنجه 457 دام اقباله عرض بندگى اظهار مىدارد . جناب آقا آقاى [ ؟ ] ميرزا حسين سلمه اللّه تعالى نيز به عرض سلام زحمتافزا مىشود . زياده عرضى ندارد . . . » . 458 * * * چنان كه از نامههاى ارائه شده از آصف الدوله پيداست و در تواريخ نيز ذكر گرديده ، در اين سال ( 1316 ) به واسطهء خشكسالى در سرتاسر ايالت كرمان و بلوچستان قحطى بروز كرده بود . قحطى و خشكسالى در آن زمان مسئلهء تازهاى نبود ، امّا هميشه سالهاى قحط و غلامعيارى بودند براى ارزيابى ، اولا قابليت و لياقت حكومت وقت كه چگونه و تا به چه حد قادر به كنترل بحران بوده است ؛ و ثانيا براى ارزيابى محبوبيت و مقبوليت حكومت در نزد قاطبهء مردم كه در هنگام بروز بحران آيا قصد همكارى با حكومت و تحمل سختى را تا رفع بحران داشته ، و اينكه آيا عدم دخالت حكومت را در بروز قحطى باور كرده و نيز به سعى و تلاش حكومت ، و قدرت و لياقت آن ، در بر طرف كردن بحران معتقد بودهاند و يا اينكه برعكس از اين مسئله براى تحت فشار گذاردن حكومت و اجبار حاكم به كنارهگيرى و يا تعويض او از جانب دولت مركزى استفاده نمودهاند . خيل همراهان آصف الدوله كه بر مسند حكومت قسمتهاى مختلف كرمان تكيه زده و از اين جاه و مقام قصد به دست آوردن مال و منال نيز داشتند ، بحران خشكسالى و قحطى را راهى سريع براى اندوختن سرمايه يافتند . گذشته از آن سلوك آصف الدوله و حكام انتصابى وى طى نزديك به دو سال حكومت جايى براى انتظار همكارى از سوى مردم و يا بزرگان هر شهر و منطقه با آنها را باقى نگذارده بود